ديشب يه خاطره به يادماندني و شيرين براي ما و سيد متين شكل گرفت. از دو سه هفته پيش دكتر خوش نيت به ما گفته بود كه با وجود اينكه سيد متين هنوز وارد شش ماهگي نشده است اما ميتوانيم دادن غذاي به او را شروع كنيم. به اين ترتيب ما طي مراسمي آئيني نخستين لعاب برنج را براي متين كوچولوآماده كرديم و بعد از صاف كردن به او داديم.متين با كمال علاقه آميخته به تعجب و ميل اين غذاي جديد را خورد و خدا را شكر مشكلي برايش پيش نيامد.
در اين لحظات من خيلي به وجد آمده بودم و غبطه خوردم كه چرا دوربين فيلمبرداي دم دستم نبود كه اين لحظه تاريخي را شكار كنم.افسوس...
اون موقع با خودم مي گفتم يه روز هم من وقتي خردسال بودم خوردن لعاب برنج را آغاز كردم و پدر و مادرم چنين حسي داشتند.
من از هفته قبل از اين محصولات و فرآوردههاي نستله را كه براي نوزادان توليد شده خريده بودم كه دكتر خوش نيت توصيه كرد ندهيم به سيد متين و بهتر است اولين خوراكيهاي متين كوچولو را خودمان در منزل تهيه كنيم.
0 نظرات:
ارسال يک نظر